مهر

میگن یروز یه مادری همراه کودکی در بغلش به سختی از کوه بالا میرفته 

خدا رحمتشو ازش قطع میکنه 

و مادر بچه رو هونجا زمین میگذاره و بالا میره 

و خدا دوباره رحمتشو عطا میکنه و 

مادر به سختی برمیگرده و دوباره با کودک بالا میره . 

این داستان منو به فکر برده 

خیلی جای سوال داره ... 

M

I miss you

روزی

همیشه سوال داشتم که آیا ارزششو داشت 

از دست دادن همه و بدست اوردن یچیز باارزش 

من همه چیو از دست داده بودم وانگار هیچ چیزی بدست نیاورده بودم 

ولی حالا با اطمینان میگم 

ارزششو داشت 

چیزهای باارزش همیشه مخفی میشن،مخفی میشن تا شک رو از دلتون پاک کنید

ممخفی میشن تا گوهر وجودیتون بیش از پیش خالص وناب بشه 

ادامه نوشته

خانواده

امشب طی بحث طولانی با سارا فهمیدم 

خانواده یعنی آرامش ... 

+هیچم نتیجه ساده ای نیست 

++ لم دادن 

+++ تلاش برا نگه داشتن چیزای باارزش حتی بزور 

دیونه

جدای از نتیجه 

من دیونگی هامو دوس داشتم 

اون حس و حالای فوق العاده تکرار نشدنی 

 

همیشه

همیشه فک میکردم خب که چی ؟ 

الان دارم فک میکنم که چی که چی ها حال و حتی آینده رو از بین میبره 

شاید فقط گاهی اوقات باید بگیم که چی

فرار کردن خوب نیست 

امایجایی هست که فرار کردن باید اجباری میبود 

همونجایی که "من " ،"من " نباشم 

و جلوه ای از فردی به ظاهر بهتر،  روی صورتم باشه 

یا حتی توی رفتارم 

+ ازجایی که خودتون نیستید فرار کنید با بیشترین سرعت ...

ثبات

شاید الان وقت ثبات باشه 

نه هیچ تغییری ...

عاشق

من قطعا قبلا عاشق شدم و عاشق هستم 

این چیزیه که دقیقا همین امشب به یقین رسیدم 

این حس بجزعشق چی میتونه باشه 

و گاهی اوقات عشق شکل و بنیادی متفاوت بخودش میگیره و قطعا ما متفاوتیم 

ادامه نوشته

کلمات

یا کلمات نمیتونن حرفهای منو بدوش بکشن 

یا من نمیتونم برای بیان حرفام ازکلمات استفاده کنم