Outlook173

امروز یه اشتباه استراتژیک داشتم

آخر ترم بود امروز .

بعداز اتمام کلاسم رفتم تا با مدیر موسسه صحبت کنم راجع دوتا از دانش آموزا یکیشون مشکل مالی داشت و یکی دیگه هم میخواستم صحبت کنم استاد بشه .

در حینی ک ما اونجا بودیم شوهر یکی از استادا اومد دنبالش و گفت ستاره جان اومدم دنبالت . بریم .

تقریبا ۵ دیقه بود شوهرش اومد داخل برگه برنامه ترم دیگه کلاسهای ستاره رو تقریبا کوبید رو میز و گفت ستاره دیگه از ترم دیگه اینجا کار نمیکنه و رفت . ینی این لحظات یک دقیقه هم نشد .

اینا تقریبا یک ماهه ازدواج کردن .

ستاره بسیار بسیار توانمنده قشنگ ده لول بالاتر از منه .

حالا اشتباه استراتژیکم این بود ک اونجا بودم و کلاساشو اجبارا دادن به من :/

حالا من کِی درسای دانشگاهو بخونم 😑😑

ساعت هاشونم اصلا تنظیم نیست .

Outlook172

خستم

عصبانیم

و با همه بدرفتاری میکنم ://

تنها کسی که باهاش خوبم مربی پرورشی مدرسس ک باهاش رفیق جینگ شدم ! بعله! دقیقا همونی ک باهاش کلی مشکل داشتم .

Outlook171

انقدر امروز قهوه خوردم از ساعت ۲ سردرد گرفتم

+این استاد زبانه هیچ جوره با من راه نمیاد هعی 😪

ادامه نوشته

Outlook170

حجم ناامیدیم از این سری ک رفتم ک خونه مادربزرگی اونقدره وسیعه ک حد نداره .

حس میکنم داره میمیره داره تموم میشه ...

فک کردن ب مردنش شبیه اینه ک دست مادرمو تو شلوغ ترین میدون یک کشور خارجی ول کرده باشم و حالا گریون و سردرگم باشم .

این اولین باریه ک راجع وحشت آورترین اتفاق آتی زندگیم نوشتم

مردن مادربزرگی.

Outlook169

فرقی نمیکنه کجا برم چیکار کنم یا چه اتفاقاتی رو تجربه کنم

بنظر میرسه من همیشه این حسو دارم که یچیزی کمه .

یه اتفاقی باید بیفته ک نمیفته.

منتظر چیزیم که اصلا معلوم نیست رخ بده .

حتی نمیدونم اون اتفاقی ک باید رخ بده و من خوشحال بشم چیه .

Outlook168

مصداق واقعیه هیچ کس اون نمیشه .

Outlook167

نیم ساعت فیلم دیدم و ساعت ۳ تا ۶ خوابیدم بعدش از اون موقع تا الان ب جز ۱ ساعت دارم الکی وقت تلف میکنم و از رفتن سراغ درسام اجتناب میکنم :// خیلی ترسناکن ‌

گردنم هنوز خوب نشده و سعی میکنم مراعات کنم ولی نمیشه زیاد .

هم دیشب ۳ نصفه شب از خواب پریدم هم امروز خواب بد دیدم و یبار بیدار شدم فک کنم بخاطر استرس درساست و ی موضوع دیگه . تقریبا ۶ جلسه از هرکلاس ۳ ساعته رو نبودم و الان رسیدن ب کلاس خیلی سخته . ریاضی نیست بگم میفهمم تموم میشه میره همش حفظی و زیاده ،ضمن اینکه رشتم زیادم مورد علاقم نیست .

همچنان استادا و بقیه دانشجوها باهام خوب نیستن. بیشتر استادا ؛ عملا این مدلیه ک میگن ما فک میکنیم تو کلاش نیستی! دانشجوها هم احتمالا محض چاپلوسی محل نمیدن ک خب خرده ای نیست ‌

یکی از درسارو برنداشتم دیگه . اون یکی هم گفت نمره کلاسی بهت نمیدم .

استرس پولشم ایشالا ماه بعد میکشم ک تکمیل بشه استرسام.

ادامه نوشته

Outlook165

امروز بعد از سه هفته برای اولین بار بعدازظهر کلاس یا کار ندارم و میشه بخوابم

Outlook164

صبح استوریشو دیدم

ناراحت شدم ناراحت شدم

Outlook163

یبار سر کلاس بهش پیام داده بودم

گذشته های دور بود

امروز داشتم همون قسمتو مرور میکردم

یهو یادش افتادم

یه نفس عمیق کشیدم

و متوجه شدم این نوع نفس کشیدن،نفس دلتنگی و ناراحتیه.