Life920

به نظر میرسه برای تجربه لحظه ارامش خیلی چیزها و خیلی آدم هارو رهاکردم نمیدونم ارزششو داره یا نه

آدمی که خیلی دوستش داشتم و از دستش دادمو رها کردم سعی میکنم بهش فکر نکنم

آدمی که دوستم داشت رو رها کردم و سعی میکنم به آینده ای که ممکن بود پیش بیاد فک نکنم

آدمی که دوستش دارم رو رها کردم چون نمیخوام باعث زحمتش باشم

رویاپردازی نمیکنم و برای هرگونه آرزوی محالی تلاش نمیکنم حتی سعی میکنم بهشون فکر نکنم

از حسرت هام فرار میکنم، نمیتونم باهاشون تو یه اتاق باشم و ببینمشون ولی ازشون عکس میگیرم تا توی گالریم مایه دقم باشن

فقط به داشته هام فکر میکنم به دستاوردام به چیزای سطحی و دم دستی ای که میتونم به دستشون بیارم انقدر آسون و حوصله سر برن که همش سعی میکنم با اوردن یکی از دوستام تو حیطه کاریم همه چی رو جذاب کنم

این وسطا یوقتایی طغیان میکنم و به استادی که از دور نگاه میکنه و منتظره پیشنهاد همکاری بدم نگاه نمیکنم به جاش میرم سراغ کسی که میدونم قبول نمیکنه برای خودم چالشش میکنم و سعی میکنم حلش کنم

میام خونه و دوباره از همه چیز فرار میکنم از خود واقعیم فرار میکنم

پناه میبرم به آرامش تصمیماتمو تغییر میدم و به جای جاده خاکی از اتوبان میرم .

من اصلا با احتیاط رانندگی نمیکنم ولی خوب ترمز میگیرم

خیلی خوب بلدم جلوی خودمو بگیرم . این زندگی چه فرقی با مردگی داره ؟ نمیتونم به مغزم اجازه پرواز بدم سدهای ذهنی حتی نمیذادن بلند شم و تلاش کنم .

Life918

فک کنم فقط من دوس ندارم شنبه تعطیل بشه :/

Life917

داداش کوچیکه قراره بره کلاس سوم

امروز کتاباشو جلد کردم و خیلی خوشحال بودم، از اینکه داره بزرگ میشه ومن این فرصتو دارم که بزرگ شدنشو ببینم اگ اون لحظه ازم میپرسیدن زنده بودن چه معنایی برات داره میگفتم زندگی کردن تک تک این لحظات

هزار هزار انتخاب ما رو به این لحظات کشوندن همه چی میتونست شکل دیگه ای باشه اگر ما انتخاب های متفاوتی داشتیم اگر اطرافیانمون انتخاب های متفاوتی داشتن ...

جیب شلوارشو دوختم و روپوش پارسالشو اتو کردم که البته آقا رضایت نداد و گفت روپوش نو میخواد که در نهایت بعداز ظهر رفتیم براش گرفتیم یه خورده لوسه، نقش مهم در این لوسی غیرقابل انکاره :/

Life916

همیشه در تعجب بودم ک رفیق بازیم به کی رفته

که دیشب متوجه شدم به بابا رفته

من فک میکردم فقط دخترا میتونن با دوستشون ۱ ساعت تلفنی صحبت کنن نگو مرداهم میتونن !

Life915

چقدر من خنگم

همیشه آدمایی که درکم میکنن رو میذارم کنار و بدو بدو دنبال کسایی میرم که هیچی از من حالیشون نیست

احمق

Life914

همه چی رو داغون نکن سارا !

این میل انسان به هیجان میتونه کشنده باشه

Life913

هم هندزفریم هم ایرپادم گوش چپشون خراب شده و گم شده ://

Life912

از ۸ زدم بیرون تازه ۶ برگشتم خونه😑 امروز رفتم چندتا دفاع دیدم

متاسفانه کسی باهام نباشه حوصلم نمیگیره امروز دوستم گفت میاد دیگه رفتم تا اخرش موندم دوتا دکتری دیدیم ۳تا ارشد ، کلا دریافتم که قراره پدرم دربیاد :/ یه استاد راهنما جدید کشف کردم گفتن خیلی سخت گیره گفتم من همینو میخوام که کار یاد بگیرم باهاش صحبت کردم گفت از رییس اجازه بگیر ببینم چی میشه دیگه خلاصه یه امید کوچیکی شد وَ یه خبر خوب اون هم اینکه استادمون گفت انتشاراتی داره کتاب میتونه بهم بده ترجمش کنم اون واسم چاپ کنه ، منم گفت شما بفرست من از فردا شروع میکنم .

Life911

امروز رفتم دانشگاه پیش رئیسمون میگه وقت ندارم امروز ۷تا دفاع داشتم هیچکدوم نیومدن به شما نمیرسم برو استادتو عوض کن :///

بهش میگم من فقط شمارو میخوام میگه باید شهریه ثابت مجدد بدین

فعلا صبر میکنم تا نوبتاش خالی شه به اضافه اصرار فراوان و بردن موضوعات خوب ، بلکه دلش نرم شه ://///

Life910

#موقت

یه سری سوالا آماده کردم از خودمه و کانالای مختلف و نظرات شما

برای اول سال ‌کلاس ششمیا بدم پرکنن یا اگ گوشی داشتن ک الکترونیکی میگیرم

میذارم اینجا اگر چیزی به ذهنتون رسید بگین اضافه کنم

ادامه نوشته