Outlook108

دستینی عزیز

نمیدونم هنوز اینجارو میخونی یا نه

ولی از ته دل امیدوارم حالت خوب باشه سلامت باشی ... خودت و همه ....

نگرانتم واقعا

Outlook106

چقدر بامزس که آدم دروغایی که به خودش میگه رو باور میکنه 😁

Outlook105

برام سواله که آیا دوباره ، چیزی برام مهم خواهد بود ؟! اونقدر که بخاطرش حاضر باشم جونمم بدم یا حتی بلندشدم و ازین حال بیرون بیام ...

فکر کنم تو کل زندگیم مشکلم این بود که تو جای درست با ادم درست نبودم و همش تو این فکر بودم که قسمته ،حتی این تفکر ، الان هم، رو عقل و احساسم سایه انداخته که همه چی قسمته و دخل و تصرف ما چندان اهمیتی نداره ، درواقع به جبر تصمیمات متعددی میگیریم

قطعا از خیلی از کوه ها بالا میرفتیم اگر که میتونستیم

یا حتی از خیلی دره ها سقوط میکردیم اگر که میتونستیم

الانم برگردم عقب باز همون آدمارو انتخاب میکنم من زیادی پیرو احساساتم رفتار میکردم و میکنم ولی همیشه وسط داستان یا حتی انتهای داستان عقلم اجازه نمیداد جلوتر برم ،با این وجود بنظر میرسه وقتی با ادمایی بودم ک نمیخواستم شبیه مرده ها بودم اصلا اون تایمو یادم نمیاد انگار اون زمان تو زندگیم نیست و نابود شده باشه.

اگر تو اون سفینه گیر افتاده بودم نه فقط یکنفر بلکه آدم های زیادی رو بیدار میکردم چون خوشبختیمو به بودن آدم های مختلفی همیشع گره میزنم زندگیمو شبیه یه خونه ای ساختم و بالا بردم که هرکسی نقش مخصوص به خودشو داره و منم نقش خودم رو برای اونها دارم .

ولی بنظر میاد این خونه ای ک من ساختم سست ترین خونه جهان باشه .

خیلی وقته اصلی ترین زیربنای خونه من از بین رفته، انگار محبتی که من از آدمها دریافت میکردم شبیه خون توی رگهام بود ،الان این خون دیگه تو رگ هام نیست چون از طرف آدم هایی نیست که من بخوام.‌.. ق ع الف میم تلاششونو میکنن ولی من هنوز حسی که بایدو ندارم .

Outlook104

یه اتفاقی افتاد اصلا هرکار کردم نمیتونم ثبتش نکنم

دیروز عین بهم زنگ زد گفت فلانی بعد از اتفاق اون روز دچار اضطراب شده و مثلا زنگ در میخوره تپش قلب میگیره

بعد من این حالتی بودم که من بدون اغراق در ماه حداقل ۱۰ بار چنین ماجراهایی رو میبینم و تجربه میکنم

حالا اون خیلی نازک و نارنجیه ها ولی منم خیلی بی احساسم

Outlook103

من خودم آدم شلخته ای هستم

به قدر غیرقابل تصوری

بااین اوصاف

بااین اوصاف

جلوی مدیرمون لنگ میندازم :/

امروز یه کیسه پرررر از کیسه پلاستیکی از داخل فقط سه تا کشوش انداختم بیرون ://

Outlook102

امروز خیلی عملکردم بد بود تو کلاسی ک دانش آموزم :/

Outlook101

نگرانم از اینکه بهش بگم ولی هیچی اونجوری ک من فکر میکنم نباشه ...

Outlook100

چرا شنبه ها از روی تقویم نیست و نابود نمیشه ؟ :/

Outlook99

به دلم بد اومده

حس بدی دارم

حس میکنم ممکنه یه چیزیش بشه

حتی با فکرش مقدار غیرقابل تصوری استرس و تپش قلب میگیرم

Outlook98

مطمئنم که شرمنده شد .

حس خوبی بهم نداد ولی .