Life853

از اولین وبلاگایی که باهاش آشنا شدم وبلاگ آلما توکل بود با نام خرمالوی سیاه ، اون اولین کسی بودک باعث شد من فکر کنم خوبه ک آدم بنویسه ....

Life852

تنها قدمم به سمت اینکه حالم خوب شه این بود که با بچه ها قرار گذاشتم هفته آینده یکشنبه بریم خونشون کوکی درست کنیم مطمئنم حالم بهتر میشه 😁

فردا و پس فردا و شنبه سرکارم وگرن زودتر میرفتم

+معلمین گرامی لطفا کسی رو نندازید که شهریور مجبور شید برین مدرسه ( اول خودم :/ )

Life851

من متوجه شدم چرا به این زندگی ادامه میدم

از لحاظ احساسی آشفته ام هزارجور بلا سرم اومده

فقط برای بازپرداخت قسطام زنده موندم 😂

+این یک سال تموم شه بعدش فقط زندگی میکنم 😁

Life850

سامان مالی

بی سامانی مالی

خودم اینهمه ریسک کردم برای بدست اوردن باید تو یک سال و نیم جبرانش کنم :/

ادامه نوشته

Life849

متاسفانه یا خوشبختانه نمیتونم الکی خوشحالی کنم

دلم نمیخواد هیچ آدمی رو کنار خودم گیر بندازم

Life848

گفت فلانی و فلانی بهت حسودی میکنن

گفتم چ فایده وقتی تو قلبم حس بدبختی دارم

قشنگ ۱ ساعت کامل داشتم گریه می کردم در شرایطی که گریه کلا ممنوعه

دست هیچکس نیست شرایط و سرنوشت اینجوری رقم خورده

منم ک دل نازک و حساس شدم و یادم میره باید همیشه احساساتمو خاموش نگه دارم تا ادامه بدم

Life847

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود ...

Life846

هردفعه حس میکنم از این بدتر نمیتونه باشه سورپرایز میشم

Life845

لبخند عمیق امروز یکم شُست برد

هفته پیش دو تا نشست داشتیم دیشب رسیدم خونه ، یکی از مسئولینو دیدیم کلی حرف زدیم بعدش تموم شد از یکی شنیدم این آقا مسئول ساعت از یک (ساعت کاری) که میگذره دیگه هیچ کاری نمیکنه این واسه بخش فرهنگی بدترم هست چون اصلا سدعت نمیشناسه ، مسئول قبلی که باهاش کار میکردم لازم بود ۱۰ شب میرفت خونه

Life844

واقعا احتیاج دارم گریه کنم