Life661
امروز آخرین روز مدرسه بود رفتیم وسایلمونو جمع کردیم کلاسمو یکم تمیز کردیم خیلی حس عجیب و غریبی داشت
انگار همین دیروز بود که رو اولم بود و اونجارو دیدم
بدم نمیاد بازم همینجا بمونم ولی باید ببینم چی میشه
امروز آخرین روز مدرسه بود رفتیم وسایلمونو جمع کردیم کلاسمو یکم تمیز کردیم خیلی حس عجیب و غریبی داشت
انگار همین دیروز بود که رو اولم بود و اونجارو دیدم
بدم نمیاد بازم همینجا بمونم ولی باید ببینم چی میشه
کاشکی که بعد از هر آسانی سختی نباشه
که همه خوشی روزای قبلو کوفتت نکنه
دیروز شیرینی گرفتم همش مونده و سفت بود ! ملت نمی کنن لاقل قاطی بریزن خشک و تازه رو
رام دور بود وگرن میخواستم برم همرو بریزم جلوش :/
مساله اینست
تو خواستگاری چادر بپوشم یا مانتو ؟!
دلم برای آدما و دانشگاه کارشناسیم تنگ شده
بالاخره ارائه دادم
نتیجش خوب بود از لحاظ محتوا
فقط همرو باخودم بد کردم :/
ما یه خصلت بد داریم حس میکنیم همه دانش آموزامونن
بالطبع امروز گفتم گوشی شونو بذارن کنار یا ساکت باشن دانشجوها ناراحت شدن ک صدالبته حق دارن :(
بعد از دوسال و خورده ای روی تختت دراز کشیدم و عمیقا حس کردم دلتنگتم .... اگر شلوغیای زندگی نبود من تا الان دق کرده بودم
تصمیمات اشتباه زیادی این مدت گرفتم مامان ...
اگر بودی حتما یه کمیشو بهت میگفتم
من هنوزم ازت شرمنده ام و حس میکنم کم گذاشتم
امیدوارم حالت خوب باشه ...
مراقب خودت باش
بدون تو ، توی زندگیم احساس پوچی میکنم
تیرماه به بعد همه چی رو تا یکسال باید کنسل کنم
اردو تفریح دوست و ....
تازه الان رسیدیم خونه
باید ۶ پاشم برم سرکار
بعدش تا ۴ دانشگاه دارم
بعدشم با بچه ها جلسه داریم
این تعطیلاتم نه تنها خواب عادی نداشتم بلکه کمترم بوده :/