Life718

یعنی بخاطر دوری از اینکه مقالمو بنویسم تا الان دوتاکتاب خوندم دوفصل سریال دیدم دوتا رفتم بیگاری و هزاران پادکست چرت گوش دادم :/

Life717

میدونم یروز به خاطر اینکه اینهمه ترسیدم حسرت میخورم

وقتی اونقدر شجاع نبودم ک با ترسام روبرو شم یجوری رفتار کردم انگار وجود ندارن

ظالم و اون کسی که در برابر ظلم سکوت میکنه فرق چندانی ندارن

مدت طولانی به جای زندگی مُردگی کردم تمام تصمیماتم بخاطر دوری کردن از یه سری شرایط بود اما الان میخوام تغییر کنم امیدوارم نمیرم!

امیدوارم پشیمون نشم

Life716

امروز خونه باغ خانم میم و آقای الف بودیم حس میکنم دخترش با حرفاش تحقیرم کرد اصلا چرا باید حس تحقیر شدگی داشته باشم آخه

Life715

امروز انقدر راجع خودم توضیح دادم و از دیگران توضیح شنیدم ک برام سوال شده من واقعا کی ام ؟!

دیدن خودت از نگاه دیگران شگفت آوره

Life714

از یه خانمی تو داروخانه همینجوری الکی خوشم میومد به دلم نشسته بود حس میکردم ادم خیلی خوبیه

امشب ک دوباره رفتم دیدم روی در نوشته ی نفر احتیاج دارن شاید برم اونجا درخواست کار بدم

دلم میخواد بشناسمش خودمم میدونم خیلی عجیبه ولی به دلم افتاده که باید بهش نزدیک شم

Life713

امشب تمام عشق و علاقشو نسبت به خودمون درک کردم و از دریافت این حس خوشحال شدم

من چیزای زیادی تو زندگیم بدست آوردم و از دست دادم

ولی قطعا هیچ چیز به اندازه دریافت محبت و انتقال محبت به عزیزانم برام خوشحال کننده نیست و نخواهد بود

و چقدر سخته ک این محبت یه چیز مادی نیست ... یجوریه ک باید از قلبت بیاد و به قلب طرفت بشینه

چه بسیار روزایی ک ادما سعی کردن ادای دوست داشتن بقیه رو دربیارن و نتونستن و چه بسیار آدم هایی که تلاش محبت رو دریافت کنن و نتونستن

و چ سخته که

نه میتونی بخریش نه میتونی بفروشیش

نه میتوتی وانمود کنی داریش نه نمیتونی اداشو دربیاری و به دیگران بدیش

فقط میتونی سعی کنی لایقش باشی

Life712

بارون اومده و همه چی زیادی قشنگ شده

Life711

دلم میخواد برم سرخاک مامان

چرا باید انقدر دور باشه

تو یه شهر دیگه باشه

چرا من نباید هیچ جوره وقتی یادش میفتم سعی کنم جبران کنم

حس خفگی دارم

Life710

قشنگ افتادم رو دور بدشانسی

Life709

حس میکنم وارد بازی ای شدم که از قبل توش باخته بودم

فقط برای پرکردن برنامه بهمون احتیاج داشتن انگار