Life917
داداش کوچیکه قراره بره کلاس سوم
امروز کتاباشو جلد کردم و خیلی خوشحال بودم، از اینکه داره بزرگ میشه ومن این فرصتو دارم که بزرگ شدنشو ببینم اگ اون لحظه ازم میپرسیدن زنده بودن چه معنایی برات داره میگفتم زندگی کردن تک تک این لحظات
هزار هزار انتخاب ما رو به این لحظات کشوندن همه چی میتونست شکل دیگه ای باشه اگر ما انتخاب های متفاوتی داشتیم اگر اطرافیانمون انتخاب های متفاوتی داشتن ...
جیب شلوارشو دوختم و روپوش پارسالشو اتو کردم که البته آقا رضایت نداد و گفت روپوش نو میخواد که در نهایت بعداز ظهر رفتیم براش گرفتیم یه خورده لوسه، نقش مهم در این لوسی غیرقابل انکاره :/
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۲ ساعت 20:4 توسط سارا
|