Life129
شبا دیر میخوابیم زندگیمون بهم ریخته
امروز بخاطر کمبود خواب از صبح واقعا سگ بودم 🤦♀️
تا اینکه بالاخره ساعت ۸خوابیدم تاالان اخلاقم بهتر شد:/
شبا دیر میخوابیم زندگیمون بهم ریخته
امروز بخاطر کمبود خواب از صبح واقعا سگ بودم 🤦♀️
تا اینکه بالاخره ساعت ۸خوابیدم تاالان اخلاقم بهتر شد:/
حس خوشبختی دارم امشب عجیب نیست ؟!
برای اولین بار تو زندگیم یه لحظه میخوام غرورمو بزارم کنار
و اعتراف کنم
ک من درهم شکستم
هیچ تظاهری به قوی بودن ندارم دیگه
من واقعا درهم شکستم مامان
دیگه هیچ ماسکی رو چهرم ندارم مامان
دیگه هیچی ندارم اصن
من درهم شکستم مامان
مساله اینه که من از خودم بدم میاد 😒
همزمان یه غرور مسخره هم دارم
هه
چه فایده دیه الان ؟!
دلم میخواد الان با مامانم صحبت کنم
اهنگشب طولانی رو برای هزارمین بار ریپلای کردم و باهاش گریه کردم بعد ارزو کردم کاش میشد یه لحظه با مامانم حرف بزنم
چی گفتن وچجوری گفتن مهم تره
از شخصیتا بت نسازم و دل سوزی بیجا نکنم :/
+ داداش کوچیکه بغض میکنه
از دیدن موهای سفید بابام
موقع پرسیدن سن ما
از بزرگ شدن و پیرشدن ما وحشت داره
پسرم میترسه تنها کسایی ک تواین دنیا داره از دست بده
وقتی اون با ۶ سال سن میفهمه چرا من نمیفهمم ؟!
خودخواهی چشمامو همیشه کور کرده و درست نفهمیدم از زندگی چی میخوام
آدما همیشه از هرچیزی مهم ترن ، تنهایی هیچ ارزشی نداره اینو باید یادم باشه
وقتی فک میکنم ممکنه یروز پدرمم نباشه و بخوام تنها بالاسر بچه ها باشم حس ترسناک و مایوس کننده ای داره . بیشتر مایوس کننده چون حس میکنم هیچی برای زندگی ندارم اونجوری ...
چرا انقدر آدم هارو دست کم میگیریم وقتی داریمشون ؟
یا حتی یه رابطه خوب و متعهدانه براساس دوست داشتنو ؟
در حقیقت تنها دلیلم اینه ک من ضعیف بودم و جرات و جسارت قبول محبت رو نداشتم . (AK)
دلم برای گذشته و بودن مامان تنگ شده و این دلتنگی کهنه وقدیمی نمیشه .
گفینو رو حذف کردم خیالم راحت شد
خیلی بدردنخور بود واسم
بهرحال ک ج نمیدادم 99 درصد مواقع :/
دلم برای تخت بیمارستانم تنگ شده ینی حتی راضیم اونجوری باشی ولی باشی
میدونم داشتی خیییلییییی درد میکشیدی ولی مامان شاید شاید شاید شاید خوب میشدی یروز امید داشتم اونجوری ...
مامان دلم واسه بودنت حضورت تنگ شده
بدون تو دلم باهیچی خوش نیست هیچییی