داداش کوچیکه از پریروز تب کرده 

میاد و میره ... 

داغ که میشه میترسم 

چی کار کنم ... دیروز شبش یکم بهتر شد 

خودم از صبح پاشدم بدن درد و تب و بی اشتهایی دارم الان تهوع هم بهش اضافه شده اصلا تو خونه عنوان نکردم 

امروز میخواستیم برای داداش کوچیکه تولد بگیریم نمیخواستم خراب شه ، گرفتیم و خوش گذشت 

الان دوباره تب کرده 

میترسم بخوابم خوابم ببره تو خواب تبش بره بالا 

یعالمه هم قرص خوردم خودم کاملا خواب آلودم 

نکته مثبتش اینه که دیگه ب هیچکی امید ندارم 

خودمم و خودمم و خودمم و البته خدا ....