دست خودم نیست

این تاریخ که میشه

انگار تمام درد و غمای عالم وارد ذهن من میشه

ایام شهادت حضرت زهرا(س) دردناک ترین لحظاته ساله

نمیگم غم ایشونو حس میکنم که واقعا هم نمیکنم فقط اندازه یه اپسیلون میدونم بی مادری چه شکلیه و چطوریه ...

چقدر بده تو شهری زندگی کنی ک میدونی مردم اون شهر مادرتو کشتن میدونی قراره وقتی یکمی بزرگ تر شدی به توهم خیانت کنن تورو هم بکشن ،نه فقط خودت بلکه تا ۱۰ نسل بعدت هم میکشن با زهر با شمشیر با خنجر از خودی و غیرخودی زخم میخوری ....

چقدر بده ک شبونه مادرو دفن کنی چقدر بده ک نتونی به مزار مادرت سر بزنی همه ی اینا غم روی غمه ...

به اندازه هزار سال نوری از اینکه نتونستم حتی ذره ای شبیه الگومون بشم متاسفم و ازشون خجالت زدم ازینکه حتی نمیتونم قول بدم ازین به بعد درست میشم و خودمو خرج این مسیر میکنم متاسفم ...میبخشین اونقدر ک باید لایق نیستم

نمیدونم چه مردمی هستن اونایی که منتظر پسرت مهدی(عج) ان ولی هرکسی هستن دمشون گرم

دمشون گرم ک تو این روزگار خوب میمونن و تو رو یاری میکنن ....