انقدر امروز داد زدم صدام گرفت

دعوامون شد با ابجی کوچیکه

منو هول داد سرم خورد به میز ، اگر این فیلم آبکیای ایرانی بود باید تا الان مرده بودم ولی الان فقط سرم باد کرده

بعدش از شدت ناراحتی خوابیدم

بیدار که شدم تو فاصله یک ساعت هر ده دیقه گریم گرفته

دلم نمیخواست از خواب بیدار شم

انقدر فشار و استرس حس میکنم که فقط دلم میخواد همچی تموم شه و دیگه هیچ کاری نکنم

امتحانام مونده باید یک عالمه تمرکز کنم ولی ندارم حتی یه سوالم نخوندم و آماده نکردم

کارای خونه کارای فروش ماشین

همه چی رو هواست

وضعیت مملکت هم تو پس زمینه اینا

از زبان ک اومدم بیرون ، برای استادی هم دیگه درخواست ندادم، سرکارم ک یکی درمیون میرم نمیرم

اصلا اگ میشد یه دوماهی میمُردم و دوباره زنده میشدم

دیگه دلم نمیخواد خونه دوستامم برم

این ک دیگه دلم رفیق بازی هم نمیخواد تهشه دیگه

کاش همه چی تموم شه هرچه زودتر