اون اوایل بخاطر امتیازش و حتی شناخته شدنش یسری فعالیت ها انجام میدادم بعدش که این هدف ها محقق شد فعالیتمو بیشتر هم کردم تو چندتا انجمن هستم و تو تایمای خالی ازین یکی به اون یکی میرم این میتونه خستم کنه ولی میترسم از هدفهای اصلی جابمونم . 

امروز داشتیم به خانم دال کمک میکردیم یکی از بچه ها اومد و صحبت شد تعریف میکرد عموش بخاطر سکته قلبی تو سن پایین فوت کرده هفته پیش ، من کلا بدلایلی دلم گرفته بود و اون موقع یاد بابا هم افتادم گریه م گرفت از اونا فاصله داشتم خودمو سرگرم درست کردن کتابخونه کردم برای چند لحظه متوجه شده بودم بابا چقدر تو همه این سالا راست میگفت اگه خدای نکرده اتفاقی بیفته ...